پاسخ به مبحث  [ 2 پست ] 
اهل بیت(علیهم السلام)در مذمت صوفیه 
نويسنده پيغام
مديريت كل
مديريت كل
نماد کاربر

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 اسفند 1387, 10:07 pm
پست ها : 31
تشکر از دیگران: 0 مرتبه
تشکر شده: 15 مرتبه
پست اهل بیت(علیهم السلام)در مذمت صوفیه
پیشوایان راستین اسلام كه حافظان دینند ،بیش از همه با افكار انحرافی و بدعت دینی مبارزه می كردند وپیروان خویش را از پیروی صوفیان وهر گروه باطل دیگر بر حذر می داشتند و در این باره احادیث فراوانی از معصومین (علیهم السلام)وارد شده است تا آنجا كه مرحوم «شیخ حر عاملی »(متوفی 1104 ه-ق)

صاحب كتاب« وسائل الشیعة» كتابی به نام«الاثنی عشریه»در انكار و نكوهش آنان نقل كرده است وی می نویسد:

«جمیع الشیعه أنكروهم» (أی الصوفیة) و نقلوا عن أ حادیث كثیرة فی مذمتهم و صنف علماءالشیعةكتبا كثیرةفی ردهم وكفرهم منها كتاب الشیخ المفید فی الرد علی أصحاب الحلاج و ذكر فیه أن الصوفیة فی الاصل فرقتان حلولیةو اتحادیة»(الاثنی عشریه ص53)

«تمام شیعیان . فرقه های صوفیه را انكار نموده اند و از امامان خویش احادیث بسیاری در نكوهش آنان نقل كرده اند و علمای شیعه كتابهای بسیاری در رد این فرقه و اثبات كفر آنان تألیف نموده اند كه از آن جمله كتاب شیخ مفید در رد براصحاب حلاج است كه در آن آمده است :صوفیه در اصل دو فرقه :حلولیه و اتحادیه می باشند».

در اینجا چندین حدیث از كتب معتبر كه مورد اعتماد تمام علمای شیعه است ، نقل می كنیم:

1- پیامبر اكرم(علیهم السلام) از پدید آمدن این گروه خبر داده و فرموده است:

«لا تقوم الساعةُ علی اُ متی حتی یقوم قومُُ من اُ متی اسمهم الصوفیة لیسوا منی و اِنهم یَحلَقُونَ للذكر و یرفعون أَ صواتَهُم یَظُنُونَ آنَهُم علی طریقَتی بل هُم آضَلُّ مِنَ الكُفار وَ هُم

آ هلُ النار لَهُم شَهیقُ الحِمارِ»(سفینة البحار ج2 ص58)

« روز قیامت بر امتم بر پا نشود تا آنكه قومی از امت من به نام «صوفیه» برخیزند آنها از من نیستند و بهره ای از دین ندارند و آنها برای ذكر دور هم حلقه می زنند و صداهای خود را بلند میكنند به گمان این كه بر طریقت و راه من هستند نه ، بلكه آنان از كافران نیز گمراه ترو اهل اتشند و صدائی دارند مانند عرعر اَلاغ»از این روایت معلوام میشود كه صوفیگری در زمان پیامبر (ص)نبوده و آن حضرت به عنوان خبر از غیبت پیشگوئئ كرده است كه بعدها چنین فرقه ای در میان امت پیامبر(ص) پیدا خواهند شد و این معجزه دلایل صحت آن حدیث می باشد و دیگر اینكه در این روایت تصریح شده است كه آنان بر طریقت پیامبر نیستند از كفار نیز گمراه ترند.

2- پیامبر اكرم (ص) در روایتی از لعن ملائكه بر این گروه خبر داده است ، آنجا كه در اثنای سفارشهای خود به« ابوذر»فرمود:

«با اباذر یَكون فی آخر الزمان قوم ُُیلبسون الصُوفَ فی صیفهم و شتائهم یرون الفضل لهم بذالك علی غیرهم اولئك یلعَنُهُم ملائكةُ السماء والأرض»(وسائل الشیعه ج 3 ص362)

«ای اباذر در آخر الزمان قومی پیدا میشوند كه در تابستان و زمستان لباس پشمینه می پوشند واین عمل را برای خود فضیلت و نشانه زهد و پارسائئ میدانند ، آنان را فرشتگان آسمان و زمین لعن میكنند »

روشن است قومی كه به پشمینه پوشی وخرقه صوف معروف باشند و خود را بهتر از دیگران بدانند ، همین صوفیان و درویشانند .علاوه بر اینكه لباس شهرت است و حرام میباشد ، اخبار زیادی هم به خصوص در مذمت آنها رسیده است.

3- به سند صحیح از «احمد ابن محمد بز نطی» روایت كرده اند كه مردی به امام صادق(علیهم السلام) نقل كرد در این زمان قومی پیدا شده اند كه به آنها صوفی می گویند در باره انها چه می فرمایید ؟

امام در پاسخ فرمود:

«انهم أعدؤُ نا فمن مال إلیهم فهو منهم و یُحشَرُ معهم و سیكونُ أ قوام یّدعونَ حُبّنا و یمیلون

إ لیهم ویتشبهون بهم و یلقبون أنفسهم بلقبِهِم ویُأوّ لون أ قوالهم ألا فمن مالَ إ لیهم فلیس منا و إنا منه برآءُ و من أ نكرهم و ردّ علیهم كان كمن جاهد الكفار بین یدی رسول الله(ص) »(حدیقة الشیعه ص3 562)

«آنها (صوفیان) دشمنان ما هستند ، پس هر كس به آنها میل كند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد و به زودی كسانی پیدا میشوند كه ادعای محبت مارا میكنند و به ایشان نیز تمایل نشان میدهند خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود میگذارند و گفتارشان را تأ وبل میكنند . بدانكه هر كس به ایشان تمایل نشان دهد ار ما نیست و مااز او بیزاریم و هر كس آنان را رد كند مانند كسی است كه در حضور پیامبر اكرم(ص) با كفار جهاد كرده است»از این روایت چند نكته استفاده می شود:

اولا: تا زمان امام صادق (علیهم السلام) در میان مسلمانان صوفی نبوده و از آن به بعد پیدا شده است. پس اگر كسی اصحاب پیامبر یا امیر مومنان را صوفی بنامد، دلیل بر بی ا طلاعی او است.

ثانیا این خبر كرامتی از امام صادق (علیهم السلام) است كه از ساده لوحان زمان خبر می دهد در آنجا كه می فر ماید :«ادعای محبت ما میكنند و به دشمنان ما مایل هستند»، مراد ، صوفیهای به ظاهر شیعه است كه دعوی محبت اهل بیت پیامبر می نمایند.

ثالثا: لقب صوفی بر خود میگذارند و طرز رفتار و ظواهر حال خود را به آنها تشبیه می نمایند .
ادامه دارد


جمعه 28 اسفند 1388, 11:08 pm
مشخصات
کاربرانی که از باقر پور کاشانی برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
مديريت كل
مديريت كل
نماد کاربر

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 اسفند 1387, 10:07 pm
پست ها : 31
تشکر از دیگران: 0 مرتبه
تشکر شده: 15 مرتبه
پست Re: اهل بیت(علیهم السلام)در مذمت صوفیه
4 - به سند صحیح از «بز نطی»و« اسماعیل بن بزیع» از امام رضا (علیهم السلام) روایت كرده اند كه فرمود:

«من ذُكِرَ عِندَهُ الصوفیة و لَم یَنكر هُم بِلِسانِهِ وَ قَلبِهِ فلیسَ منا و مَن أنكَرَ هُم فكَأنَما جاهَدَ الكُفار بینَ یدی رسول الله(صل الله علیه و آله وسلم)»(سفینةالبحار ج2 ص57)

«هر كس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انكارایشان نكند ، از ما نیست و هر كس صوفیه را انكار نماید گویا این كه در راه خدا در حضور رسول خدا(ص)با كفار جهاد كرده است»

از این روایت استفاده میشود هر فرد شیعه موظف است اكر در حضور او از صوفیه ذكری به میان آید با زبان ودل آنها را تقبیح نماید و اگر كسی نسبت به این موضوع بیتفاوت باشد بلكه كلمات كفر و باطل آنها را حمل بر صحت كند ،شیعه و پیرو اهل بیت (علهیم السلام) نیست.



5- به سند معتبر از « حسین بن سعید» روایت شده است كه گفت:

سألت أبا الحسن (علهیم السلام) عن الصوفیة و قال:«لا یقول أحد بالتصوف الا لخُدعة أو ضلالة أو حماقة و أما مَن سمی نفسه صوفیا للتقیة فلا إثم علیه و علامته أن یكتفی بالتسمیة فلا یقول بشیئ من عقائد هم الباطلة»

از حضرت رضا (علهیم السلام) سوال كردم از حال صوفیه؟ فرمود « كسی قائل به تصوف نمی شود مگر از روی خدعه و مكر یا جهالت یا حماقت و لیكن اگر كسی از روی تقیه خود را صوفی بنامد ، تااز شر انها در امان بماند بر او گناهی نیست به شرط انكه بر چیزی از عقائد باطلشان قائل نشود.

این روایت صراحت دارد در این كه به هیچ وجه جایز نیست كسی خود را صوفی بنامد (مگر از روی تقیه) و مطلق عقائد آنها باطل است و اگر احیانا یك دسته صوفی سالم وجود داشت كه عقائد آنها صحیح بود امام می فرمود از آنها بودن اشكال ندارد.

6-در كتب معتبر روایت كرده انداز امام حسن عسكری(علهیم السلام) كه فرمود : از امام صادق (علیهم السلام) از حال «ابو هاشم كوفی»صوفی-بنیانگذار تصوف در اسلام – سئوال كردند، فرمود:

« إنه كان فاسدَ العقیدة جدا و هو الذی ابتدعَ مَذهبا یقالُ له التصوف وجعلهُ مفرا لعقیدته الخبیثة »

«ابو هاشم كوفی جدا فاسد العقیده است او همان كسی است كه از روی بدعت مذهبی اختراع كرد كه به آن تصوف گفته می شود و آن را فرار گاه عقیده خبیث خود ساخت»

از این روایت معلوم میشود عقیده تصوف «ابو هاشم كوفی»(م255هجری)انكار دین و آئی بود . وچون جرأت اظهار آن را نداشت، لذا به نام تصوف گفت به حق واصل شده راتكلیفی نیست و آنرا گریزگاهی برای خود و اكثر بی دینان قرار داد».

7- «كلینی»به سند معتبر از « سدیر صیرفی» روایت كرده كه :من ورزی از مسجد بیرون میآمدم و امام باقر (علیهم السلام) داخل مسجد می شد ،دست مرا گرفت رو به كعبه كرد و فرمود:

« ای سدیر!مردم مأمور شدند از جانب خداوند كه بیایند و این خانه را طواف كنند وبه نزد ما آیند وولایت خود را بر ما عرضه نمایند».

سپس فرمود:

«لا سدیرفاُریك الصّادّین عن دین الله . ثم نظر إلی أ بی حنبفة و سفیان الثورئ فئ ذلك الزمان و هم حلَق فی المسجد فقال:هؤلاءِالصّادّون عن دین الله بلا هدی من الله ولا كتاب مبین . إنّ َهؤلاء الأ خابث لو جلسوا فی بیوتهم فجال الناس فلم یجدوا أ حداً یُخبرهم عن الله تبارك و تعالی و عن رسوله _ص)حتی یأ تونا فنخبرهم عن الله تبارك و تعالی عن رسوله».

«ای سدیر ! می خواهی كسانی را كه مردم را از دین خدا جلوگیری می كنند به تو نشان دهم؟آنگاه به ابو حنیفه و سفیان كه در مسجد حلقه زده بودند ،نگریست و فرمود :اینها هستند كه بدون هدایت از جانب خدا و سندی آشكار ،از دین خدا جلوگیری می كنند اگر این پلیدان در خانه های خود بنشینند و مردم را گمراه نكنند ،مردم به سوی ما می آیند وما ایشان را از جانب خدا و رسول خبر می دهیم ».

در این روایت از «سفیان ثوری » (م161هجری) كه از سران صوفیه محسوب می شده ، به شدت انتقاد شده است.

و ضمناً امام باقر (علیهم السلام) در این حدیث به خطر آن دونفر كه سمبل دو جریان و حركت آن زمان بودند ودستگاه خلافت آنها را در مقابل خاندان رسالت تراشیده بود، اشاره كرده است.

8- «شیخ مفید»به سند صحیح از امام علی النقی (علیهم السلام)روایت كرده است كه «محمد ابن حسین بن ابی الخطاب»در خدمت امام علی النقی (علیهم السلام)در مسجد النبی بودم كه در آن حال جمعی از اصحاب ان حضرت شرفیاب حضور آن حضرت شدند و درمیان ایشان « ابو هاشم جعفری » نیز بود كه او مردی بسیار بلیغ و با كمال بود ودر نزد آن حضرت مقام و منزلت عظیمی داشت و چون اصحاب در كنارش قرار گرفتند ،

بنا گاه جمعی از صوفیه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذكر گردیدند ،حضرت فرمود:

« لا تلتفتوا إلی هؤلاء الخّداعین فإنَّهم خلفاء الشیاطین و مخربوا قواعد الدین یتزهّدون لراحةالأجسامِ و یتهجّدون لتصیید الأنعام یتجوّ عون عُمُراًحتی...»

« به این حیله گران اعتنا نكنید زیرا جانشینان شیاطین و خراب كننده قواعد دین می باشند . زهد ایشان برای راحتی بدنهایشان و تهّجد و شب زنده داریشان برای صید كردن عوام است. عمری را در گرسنگی به سر برند تا عوام و نادانی را مانند خرها پالان كنند و زین بر پشت آنها گذارند ».

لا یهللون إ لا لغرور الناس ولا یُقَلّلُون الغذاء إلا لملأ العساس واختلاف الدَ فناس یتكلمون الناس بإملائهم

فی الحبّ و یطر حو نهم بإ ذ لالهم فی الجُبّ أورادهم الرقص و التصدیقة وأذكار هم الترنّم والتغنیة فلا یتبعهم إلّا السفاءولا یعتقدهم إلا الحُمقاء فمن ذهب إلی زیارة أحد ٍ منهم حیّاً أو میّتاً فكأ نّما ذهب إلی زیارةالشیطانِ و عبدةِ الأو ثان ومن أعان أحداً منهم فكانما أعان یزید و معاویة وأباسفیان».

« ذكر نمی گویند مگر برای فریب مردم و خوراك خود را كم نمی كنند مگر برای پر كردن قدح و ربودن دل احمقان ، با مردم دم از دوستی خدا زنند تا ایشان را به چاه اندازند ،اوراد ایشان رقص و كفزدن و غنا و آوازه خوانی است و كسی به سوی انها میل نكند و تابع ایشان نگردد مگر آنكه از جمله سفیهان و احمقان باشد هر كس به زیارت یكی از آنان در حال حیات و یا بعد از مرگ برود ،مانند آن است كه به زیارت شیطان و بت پرستان رفته باشد و هر كس یاری ایشان كند ،گویا یزید ومعاویه و ابو سفیان را یاری كرده است.»در همان موقع یكی از اصحاب آن حضرت عرض كرد :«و إن كان معترفاًبحقوقكم؟»

اگر چه آن كس به حقوق شما اقرار داشته باشد ؟! حضرت نگاه تندی به او كرد و فرمود:

« دَع ذا عنكَ مَنِ اعْتَرَف بحقوقنا لم یذهب فی عقوقنا أما تدری انهم أخسّ طوائف الصوفیة والصوفیة كلهم من مخالفینا و طریقتهم مُغایرة لطریقتنا وإن هم إلاّ نصاری و مجوس هذه لامّة اُولئك الذین یجهدون فی إطفاءنور الله والله یُتمُّ نوره و لو كره الكافرون».

«این سخن را ترك كن ،مگر نمی دانی هر كس حق ما را بشنتاسد ،مخالفت امر ما نمی كند ،آیا نمی دانی ایشان پست ترین طوائف صوفیه میباشند و این صوفیان كلشان مخالف ما هستندو طریقه آنها باطل و برخلاف طریقه ماست و این گروه نصاری و مجوس این امت هستند و آنان سعی در خاموش كردن نور خدا (محو اسلام) میكنند و خداوند نور خود را تمام میكند اگد چه كافران خوش ندارند».از این روایت صحیح كه متن و ترجمه آن بیان گردید چند نكته قابل توجه است :

الف- مضمون ان انكار و مذمت تمام صوفیه است و تصریح به آنكه آنها عموما ً مخالف طریقه اهل بیت (علیهم السلام) میباشند و اگر چه دم از علی(علیهم السلام) و اولاد او بزنند و ادعای تشییع نمایند آنان از سایر فِرَقِ صوفیه پست تر و نزد شیطان محبوبتر ند زیرا آنان باعث گمراهی شیعیان میشوند .

ب- غضب آن حضرت نسبت به آن مرد كه گفت : «ولو معترف به حقوق شما باشد»در پاسخ فرمود :آن كس كه معترف به حقوق ما می باشد با ما مخالفت نمی كند.یعنی آنان در ادعای خود دروغگو هستند و اعتراف به حقوق اهل بیت با تصوف و صوفیگری سازگار نمی باشد.

ج- آنجا كه فرمود صوفیه هم پیمان شیطان هستند و زیارت ایشان زیارت شیطان است معلوم میشود ایشان روابط تنگاتنگ و سر وسری با شیطان دارند و گمراه كردن بندگان خدا و غیب گوئی و مكاشفات و ادعائی ایشان هم به كمك شیطان است شیطان در نظر مریدان مجسم می شود و مرشد می گوید حق تجلی كرده و چون به حق واصل شده ای امام به زیارت شما امده مرید بیچاره از شوق به وجد می آمد و گریه شوق به سر می دهد.

د- فرمود: هر كه یاری ایشان كند ، یاری یزید و معاویه و ابو سفبان كرده با آنها محشور خواهد شد. پس كسانی كه نسبت به ایشان خوش بین بوده . كلمات كفر آمیز و آلوده به خرافات آنان را تأویل ویا حمل به معانی صحیح میكنند ، به گناه بزرگی مرتكب شده اند چون یاری ایشان نموده اند ود رواقع بدتر از یزید و پدران وی هستند زیرا او بدنهای اهل حق را پایمال كرد و ایشان افكار و عقائد آنان را نابود كردند!

ح- از آنها تعبیر به نصاری و مجوس شده است ، شاید به خاطر اینكه تأثیر و ادیان قدیم ایرانی در تصوف بیشتر بوده است بنابر این،صوفیها اگر چه خود را مسلمان می نمایند ولی در میان مسلما نان بسان نصاری ومجوس می باشند.

و- حضرت آنان را به بت پرستان تشبیه فرمود، شاید برا ی آن است كه انان صورت مرشد و قطب خود را در حال عبادت مانند بت مورد توجه قرار می دهند.



ادامه دارد ...


شنبه 29 اسفند 1388, 3:01 pm
مشخصات
کاربرانی که از باقر پور کاشانی برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
پاسخ به مبحث  [ 2 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد


جستجو براي:
انتقال به:  
cron
Powered by phpBB © phpBB Group.
Designed by Vjacheslav Trushkin / Style Persian edited by : phpBBIran.com.
Persian Translation By : www.Maghsad.com