هر حادثهای در جهان طبيعت ، خواه طبيعت بيجان يا طبيعت جاندار ، جنبشی میآفريند و موجی گرداگرد خويش به وجود میآورد .
بلكه هر حادثهای خود موجی و جنبشی است كه بر سطح اين اقيانوس بيكران نمودار میگردد . اين اقيانوس كه ما آن را با نامهای ” جهان ، طبيعت ، گيتی ” و غيره میخوانيم و از طول و عرض و عمق آن فقط خدا آگاه است ، همواره از درون خويش امواجی برون میفكند و جنبشهايی توليد میكند . آنچه بر ما از اين اقيانوس نمودار میشود و در حيطه حواس ما قرار میگيرد و عقل ما در جستجوی كنه و ماهيت آنها بر میآيد از نظری همين امواج و چين و شكنها است كه آنها را ” حادثه ” میخوانيم و نامهای مختلف بر آنها مینهيم و در جستجوی معرفت آنها بر میآييم . اگر اين امواج و چين و شكنها ، و به عبارت ……
_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد