پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
منجي در اديان ابراهيمي 
نويسنده پيغام
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست منجي در اديان ابراهيمي
بسم الله الرحمن الرحیم



منجي در اديان ابراهيمي (1)



مقدمه

اندیشه پیروزی حق بر باطل، چیره شدن عدالت بر ظلم و گسترش جهانی یک حکومتی واحد، تحت دین واحد و حاکمی عادل از سوی پروردگار جهان، با دربرگرفتن ارزش‌های انسانی و تشکیل مدینه فاضله به واسطه یک منجی بزرگ، اندیشه‌ای است که تمام ادیان الهی به ویژه اسلام بدان معتقد بوده‌اند. این اندیشه نه تنها در ادیان اصلی جداناشدنی است، بلکه امری نهفته در فطرت انسان‌ها می‌باشد، ندایی درونی از سراسر وجود انسان فریاد می‌زند: روزی خواهد آمد وحق را بر باطل پیروز خواهد گردانيد و دیگر اثری از ستم و بی‌عدالتی نخواهد ماند.


"وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ"[1]

ما در زبور (داوود(علیه السّلام)) نوشتیم «البته بندگان نیکوکار ما وارثان زمین خواهند شد!»


در جاهای مختلف قرآن این وعده‌ها داده شده است. نه تنها در اسلام، بلکه در تمامی ادیان آسمانی، آن روز را بشارت داده‌اند و گفته‌اند روزی مصلح جهانی خواهد آمد.


اصطلاح غربی باور به دوره آخرالزمان و انتظار منجی غیبی و مصلح بزرگ جهانی، «فورتویسم» است. این مسئله، یکی از مسائلی است که در تمام ادیان و مذاهب، اعم از مذهب زرتشتی یا زوراستریالیسم و مذهب یهودی یا جوادائیسم و سه مذهب عمده دین مسیحیت، یعنی کاتولیک، پروتستان، ارتدکس وجود دارد. تمام مدعیان نبوت، این مسئله را یکی از باورهای اصلی‌شان قلمداد می‌کنند. هم‌چنین در کتاب‌های آسمانی، هم‌چون زبور، زند، حکی، صفینیاه، اشعیاء، شاکمرنی هند، انجیل متی، دیدوپاتکیل (هند) جاماسب‌نامه، انجیل یوحنا، دانیال(علیه السّلام) و... بر آن بشارت داده‌اند.


بی‌گمان اعتقاد به منجی و منجی‌گرایی یا اعتقاد به شخصی که روزی ظهور خواهد کرد و دنیا را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت و روزگار را به سوی نیک‌بختی ابدی پیش خواهد برد، در میان تمام ادیان وجود دارد و در واقع، از موارد اشتراک ادیان مختلف جهان است، اما در زمینه چگونگی ظهور و شرایط روزگار ظهور دیدگاه‌ها مختلف است.



واژگان

«مهدویّت» منسوب به «مهدی»، اسم مفعول از واژة «هَدی» است. برای هدی در لغت دو ریشه وجود دارد:


الف) اَلتَّقَدُّمُ لِلاِرشادِ؛ پیشی گرفتن به جهت راهنمایی؛

ب) بَعثَةُ لَطَفٍ؛ هدیه و پیشکش فرستادن.[2]

«هَدَیتُهُ الطَّریق»؛ یعنی از او پیشی گرفتم تا راه را به او نشان دهم


به سر و گردن حیوان «هادی» گویند؛ چون از او پیشی می‌گیرد. به عصا نیز هادی گویند؛ زیرا از صاحب عصا پیشی می‌گیرد.[3]


هادی از هر چیزی، اول آن است. از این‌رو، جوانة درخت را هادی گویند.[4]



«مهدی» از نظر ادب عربی، اسم مفعول است. در اصل، «مَهدُویٌ» بر وزن «مَنصُورٌ» بوده است که با توجه به سنگینی خروج از واو ساکنه به سوی یاء، واو به یاء تبدیل شده و در یاء ادغام شده است. آن‌گاه ضمة دال به تناسب یاء به کسره تبدیل شده است.[5]


بی‌تردید «مَهدی» به معنای اسم فاعل، رهبر و راهنما آمده است. در قرآن کریم نیز در مواردی اسم مفعول به معنای اسم فاعل آمده است:


)إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيّاً(.[6]

به راستی، وعدة او آمدنی است.


در این آیه «مَأتِیّ»، همانند «مَهدیّ» اسم مفعول است، ولی مفسران تصریح کرده‌اند که به معنای فاعل آمده است.[7]


در ادب عربی نیز اسم مفعول به معنای اسم فاعل آمده است؛ چنان‌که اعشی در شعر: «وَ ساعَیتُ مَعصِیاً اِلَیها وُشاتِها»


گفته است، «مَعصیّاً» به معنای «عاصیاً» می‌باشد.[8] به همین دلیل، در ده‌ها حدیث «هادی» و «مهدی» در کنار یک‌دیگر آمده است.[9]
یاقوت حموی درباره راز نام‌گذاری آن حضرت به «مهدی»، سه احتمال آورده است:


یکم. مهدی، کسی است که خودش هدایت یافته است؛ بدون این‌که دیگری او را هدایت کند؛
دوم. مهدی، اسم مکان از ریشه «هَدی» به معنای هدایت‌گاه باشد؛
سوم. منسوب به «مَهد» به معنای گاهواره باشد. برای تشبیه آن حضرت به عیسی که در گهواره سخن گفت.[10]



ابن اثیر در این زمینه گوید:


«مهدی» به کسی گویند که خدا او را به حق هدایت کرده است و آن‌قدر در افراد به عنوان اسم به کار رفته است که عَلَم به غلبه شده است. به آن نامیده شده است آن «مهدی» که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بشارت داده که در آخرالزمان خواهد آمد.[11]


طریحی با صراحت بیشتر می‌فرماید:


«مهدی» نام قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بشارت آمدنش را در آخرالزمان داده است... او محمد بن الحسن العسکری(عج) می‌باشد.[12]


امام باقر(علیه السّلام) در این‌باره فرموده است:


فَاِنَّما سُمِّیَ المَهدِیُّ، لِاَنَّهُ یَهدی لِأمرٍ خَفِیَ؛

او را «مهدی» نامیدند؛ چون به رازی پنهان هدایت می‌کند.[13]


راغب اصفهانی، به تأکید در این‌باره به نکته ظریفی اشاره می‌کند و می‌نویسد:


اَلهِدایَةُ دَلالَةُ بِلُطفٍ؛

هدایت، عبارت از راهبری و راهنمایی از روی لطف و مهرورزی است.[14]


با توجه به آن‌چه گذشت، معنای اصطلاحی «مهدی» عبارت می‌شود از کسی که خداوند او را به راستی به حق هدایت کرده و او را به راهبری خلق برگزیده باشد و او نیز خلق را از روی مهر و محبت به سوی حق رهنمون شود.

منجی‌گرایی

منجی اسم فاعل از باب افعال از ریشة «نجو» است. واژة «نجو» در دو معنای متقابل به کار می‌رود:


الف) رستن، نجات یافتن، رفع مشکل و برطرف شدن پوشش؛
ب) پرده پوشی، رازداری و راز نهان (نَجوی).



به مناطق بلند، «نجاة» می‌گویند؛ چون آب آن را نمی‌پوشاند و سیل آن را فرا نمی‌گیرد. هنگامی که ابرها کنار رفت، گفته می‌شود:


«اَنجَتِ السَّحابَةُ».[15]


«نَجا فُلانٌ مِنَ الشَّرِّ؛ فلانی از شر نجات یافت».[16]


«نجو» رهایی و خلاصی از چیز.[17]


در قرآن کریم، واژة نجات به معنای رهایی از هر مشکل مادی و معنوی به کار رفته است؛ برای مثال، رهایی از آتش جهنم، از بلاهای آسمانی، از خطرات دریا، از دست ستم‌گران، از زندان، از شکنجه، از غم و اندوه، از محیط فاسد و... .[18]


در عهد عتیق نیز، واژة نجات به مفهوم رهایی از مشکلات مادی و معنوی به کار رفته است. از آن جمله در آیه‌ای آمده است:


شما را از زیر مشقت‌های مصریان بیرون خواهم آورد و شما را از بندگان ایشان رهایی دهم و شما را به بازوی بلند و به داوری‌های عظیم نجات دهم.[19]

منجي باوري در يهوديت

آیین موسی کلیم الله، یکی از بزرگ‌ترین ادیان آسمانی است که تاریخ ظهور آن، نزدیک به 1225 سال پیش از میلاد بوده است. حضرت موسی بنابر قول مورخان، چندی پس از دریافت تورات، آن را به یوشع سپرد و یوشع نیز آن را به شیوخ یا داورانی سپرد که پانزده تن بودند: «شیوخ همان‌هایند که به داوران معروف‌اند و عصرشان بعد از یوشع آغاز می‌شود و تا تأسیس پادشاهی در قرن یازدهم ق.م ادامه می‌یابد. داوران پانزده نفر بودند که نخستین آنها شائول بود و آخرینشان سموئل (سموعیل) بنیان‌گذار پادشاهی یهود.


حضرت موسی تمام همّ خود را برای گسترش دستورهای الهی مصروف داشت، ولی به دلیل نافرمانی‌های بنی‌اسرائیل از موسی(علیه السّلام)، زمینه‌های انحراف از مسیر حقیقی دین الهی فراهم شد تا جایی که خداوند، آنان را سرزنش کرد و درهای رحمت بر آنان بسته شد. بنابراین، هیچ‌گاه این آیین در قالب مدنیّتی سترگ (بر اساس دستورهای اصیل دینی) نمایان نشد.


سپس، دوران پیامبران تا حدود پنج قرن (روزگار اسارت بابلی) ادامه یافت، ولی پس از آن، منابع دین یهود به دست رجال کنیسه افتاد و تا زمان ظهور حضرت عیسی(علیه السّلام) فرقه‌های مختلفی در میان یهودیان نفوذ یافتند و عهده‌دار اداره آنان شدند. قدرت تأثیر این فرقه‌ها تا ظهور مسیحیت ادامه یافت و زمینه‌ساز انواع تحریف‌ها در میان فرهنگ قوم یهود گردیدند. البته مقصود ما، بیان تاریخ رخدادهای آیین موسی(علیه السّلام) نیست، بلکه می‌خواهیم بگوییم که در اثر این رخدادها، این آیین، چنان‌که شایسته بود در زمین تحقق نیافت و حکومت مطلوب دینی را ایجاد نکرد.


با سلطه یونانیان، فرهنگ یونانی بر این دین تأثیر شگرفی نهاد و شماری نیز به یونانی‌گرایی روی آوردند. یونان‌گرایان به صورت «صدوقیان» و یهودگرایان (وفاداران سنت‌های یهودی) به اصحاب فریسه معروف شدند. اما نهضت یهود ادامه نیافت و سرانجام نفوذ یونان به استقلال فکری و فرهنگی یهود پایان داد. «صدوقیان هیچ یک از گفته‌های مشایخ و کاتبان را که خارج از وحی مدون در اسفار تورات بود، قبول نداشتند... و به رستاخیز و قیامت هم اعتقادی نداشتند و زندگی را منحصر به همین حیات دنیوی می‌دانستند ؛ [آنان] به جاودانگی روح ... و وجود فرشتگان اعتقادی نداشتند».[20]


فریسیان، احترامات ویژه معبد بیت‌المقدس را محفوظ داشتند. ازاین‌رو، در میان خود، مقام «کهانت» را به پا می‌داشتند، ولی همین‌ها بدترین ستم‌ها را در حق حضرت موسی(علیه السّلام) روا داشتند. زندگی فریسیان، سرشار از قید و بندهای سخت و تعصب‌آور بود. آنان، امید فرا رسیدن ایام بعثت حضرت عیسی(علیه السّلام) را در دل زنده می‌داشتند و امید داشتند که ظهورش موجب رهایی قوم یهود از فرومایگی‌شان گردد. «(آنان) معتقدند رعایت سنن و تشریفات دینی، ظهور مسیح را تسریع می‌کند. به سیاست کاری ندارند و فقط به افکار و اعمال دینی خود دل‌خوش‌اند... تشریفات توان‌فرسای آن (این آیین)، مورد اعتراض و حمله عیسی (علیه السّلام) قرار می‌گیرد».


یهودیان به جز تعدادی که به «کلیمیان» شهرت یافتند و پیرو موسی کلیم‌الله بودند، بقیه در میان هاله‌ای از تحریف و اختلاف‌های فکری و فرهنگی فرو رفتند و گاه، به داستان‌سرایی و افسانه‌های تخیلی در زمان بروز سختی‌ها روی آوردند.[21]در کتاب پروتکل‌های صهیون می‌خوانیم:
یهودیان هر گاه با مشکلات و مصیبت‌های سختی مواجه می‌شدند که آنها را در آستانه نابودی و ریشه‌کن شدن قرار می‌داد، با تمام نیروی خود به حماسه‌پردازی روی می‌آوردند تا بدین‌وسیله، روحیه تودة یهود و رجال آنها را تقویت کنند.[22]


سلطه قوم آشوری بر خطه شمالی فلسطین سبب شد هزاران بنی‌اسرائیلی اسیر گرفته شوند. هم‌چنین تسلط بابلیان بر بخش جنوبی فلسطین، بسیاری از این قوم را اسیر بابلیان ساخت. معبد اورشلیم به دست رومیان ویران شد و اختلاط‌های فرهنگی بسیاری میان یهود و اقوام مختلف ایجاد گردید. تلاش عالمان بنی‌اسرائیل برای حفظ آخرین باقی‌مانده‌های آیین دینی و دستور‌های تورات به رشد نامتعادل خوی و خصلتی انجامید که تنها مرام نژادپرستی ویژه بنی‌اسرائیل را تقویت می‌کرد. از دیگر سو، فیلسوفانی از میان آوارگان بنی‌اسرائیل برخاستند که به اختلاط فرهنگی بیشتر کمک کردند.«بسیاری از اینان، زبان مادری را فراموش و کتب عبرانی را به یونانی ترجمه کردند... فیلسوفانی از میان یهودیان برخاستند که از زمره، فیلون اسکندرانی مقامی والا دارد. او کوشید افکار عبرانی و یونانی را با یکدیگر بیامیزد».[23]


کشورگشایی‌های اسکندر تنها برای تصاحب زمین نبود، بلکه اسکند بر گسترش فرهنگ یونانی بر سرزمین‌های فتح شده تأکید داشت. دگرگونی‌های اجتماعی به ویژه فشارهای سیاسی، بنی‌اسرائیل را بر آن داشت تا به تشکیل انجمن عالی موسوم به «سن هیدریم» اقدام کنند؛ انجمنی که یهودیت را از حیثیت دینی خارج ساخت و به آن جنبه‌ای سیاسی داد. هدف اصلی برنامه‌های این مجتمع، ترسانیدن دشمنان و جلوگیری از فروپاشی یهود در میان دیگر ملت‌ها بود؛ آن هم به صورتی که در کتاب پروتکل‌های دانشوران صهیون می‌خوانیم:
همین انجمن بود که حضرت عیسی(علیه السّلام) را محاکمه کرد و از همین «سن هیدریم» بود که جریان‌های عجیب و غریب و براساس سازمان‌های سری... سر بر داشت.[24]


از زمان حضرت موسی و پیدایش آیین یهود تا زمانی که رومیان در سال 70 میلادی اورشلیم را نابود کردند، انتظار ظهور مسیح در میان قوم یهود افزایش یافت. این انتظار ناشی از برخی آیات تورات بود که نوید ظهور مردی عادل در آخرالزمان را می‌داد. از سوی دیگر، رخدادهای روی داده بر دین یهود، توجه آنان را به این بخش از تورات جلب می‌کرد. آنها معتقد بودند:


مردی از نسل داوود خواهد آمد و نخست قوم یهود را از ستم دیگران خواهد رهانید و سپس همه اقوام را به سعادت و صلاح خواهد کشید، ولی ظهور مسیح هنگامی خواهد بود که یهود انسان‌ها را آماده و درخور ببیند. پس باید به امید ظهور مسیح منتظر، با زهد زیست.[25]


بنابر آموز‌های تورات، نوید دست‌یابی به «مدینه فاضله دینی» به صورت تام و تمام به یهود داده نشده است، بلکه آنان باید ضمن اقرار به آیین موسی(علیه السّلام)، در انتظار ظهور منجی موعود باشند. نکته جالب این‌جاست که در میان آثار آنان ویژگی‌های کامل ناجی و تمام ویژگی‌های قیام او و سرزمینی که قیام می‌کند، به طور کامل آورده شده است. آنان معتقدند همه خلایق موعود را به عنوان «سلطان صلح» می‌شناسند. در کتاب اشعیای نبی عهد قدیم باب اول می‌خوانیم: «... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد... و مظلومان زمین را به راستی حکم خواهد نمود. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت و گرگ با بره سکونت خواهد داشت».
هم‌چنین در (باب دوم) کتاب حبقوق نبی آمده است:


«... اگر چه تأخیر دارد، منتظر باش؛ زیرا که او خواهد آمد... جمیع امت‌ها را نزد خود جمع می‌کند...» این انتظار حتی در میان ایرانیان باستان و زرتشت و نیز هندوان که سال‌ها پیش از یهودیان می‌زیستند نیز وجود داشته است. بنابراین، انتظار به ظهور بزرگ نوید ادیان پیش از یهود نیز بوده است.[26]

سيماي منجی در عهد عتیق

یکی از باورهای راسخ در میان یهود، اعتقاد به «ماشیح»، یعنی «منجی» و «گئولا» یعنی روز ظهور و دوران رهایی است.
موسی بن میمون، مشهور به «هارامبام» (1135 ـ 1204م) رئیس معنوی قوم یهود، در این زمینه می‌گوید:
هر فرد یهودی که به «ماشیح» معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدن او نباشد، منکر سخنان حضرت موسی و سایر پیامبران بنی‌اسرائیل است.[27]
ایمانوئل شوحط درباره جایگاه رفیع ماشیح می‌نویسد:


طبق عقیدة هارامبام، عقل و دانش او از حضرت سلیمان بیشتر است. او از ابراهیم، اسحاق، یعقوب و دیگر پیامبران بنی‌اسرائیل که بعد از موسی برانگیخته شده‌اند، بلند مرتبه‌تر است.[28]


کرنیستون، از عصمت ماشیح، علم گسترده‌اش به ژرف‌ترین رازها و قدرتش بر زنده کردن مردگان به تفصیل سخن گفته است.[29]


نیومن، دیگر نویسنده و متفکر یهودی می‌نویسد:


هر گونه تحقیق پیرامون یهود، نمی‌تواند از اعتقاد به ظهور ماشیح جدا باشد.[30]


اشمیدت در این زمینه می‌نویسد:
بنابر معارف یهودی، ناجی و رهاننده‌ای ظهور خواهد کرد که «ماشیح صِید قنو» و «ماشیح بن دِیوید» نام دارد. او قوم یهود را از بردگی و آشفتگی خواهد رهانید.[31]


ایمان به ظهور «ماشیح» یکی از اصول دین یهود است.[32]




********************************
پي نوشت :

[1] . سوره انبیاء، آیه105.
[2] . ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج6، ص42.
[3] . همان.
[4] . خلیل، ترتیب کتاب العین، ص879.
[5] . این شیوه در اسم مفعول از ناقص یایی رایج است؛ همانند: مرمیّ، مقضیّ، منفیّ، مشویّ، مأتیّ و منسیّ.
[6] . سوره مریم، آیه61.
[7] . طبرسی، مجمع البیان، ج6، ص804؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج11، ص126؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج6، ص282.
[8] . ثعلبی، الکشف و البیان، ج6، ص222.
[9] . نک: علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج18، ص314؛ ج21، ص371؛ ج34، ص323؛ ج43، ص334؛ ج51، ص163 و...
[10] . یاقوت، معجم البلدان، ج5، ص229.
[11] . ابن اثیر، النهایة، ج5، ص254.
[12] . طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص475.
[13] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص161؛ شیخ حر عاملی، اثبات الهداة، ج3، ص498.
[14] . راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص538.
[15] . ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج5، ص397 ـ 399.
[16] . خلیل، ترتیب کتاب العین، ص792.
[17] . ابن منظور، لسان العرب، ج14، ص61.
[18] . نک: سوره صفّ، آیه10؛ سوره هود، آیه 66؛ سوره اسراء، آیه67؛ سوره قصص، آیه25؛ سوره یوسف، آیه45؛ سوره بقره، آیه49؛ سوره صافات، آیه76؛ سوره انبیاء، آیه74.
[19] . عهد عتیق، تورات، سفر خروج 6: 7.
[20] . همان، ص36.
[21] . همان.
[22] . همان.
[23] . همان، ص36 ـ 37.
[24] . همان، ص37.
[25] . همان.
[26] . همان، ص38.
[27] . انجمن کلیمیان تهران، نشریة بیتا، سال 1، شماره 4، مرداد ـ شهریور 78هـ .ش.
[28] . همان.
[29] . جولیوس کرنیستون، انتظار مسیحا در آیین یهود، ص48.
[30] . اریه نیومن، به نقل شلمو اشمیدت، واژه‌های فرهنگ یهود، ص36.
[31] . ماشیح صید قنو، یعنی رهایی‌بخش حقیقی، در مقابل مدعیان دروغین و بن دیوید؛ یعنی از تبار حضرت داود7.
[32] . اشمیدت، همان، ص216.

_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


يکشنبه 16 اسفند 1388, 1:13 pm
مشخصات
کاربرانی که از قهرمان علقمه برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست Re: منجي در اديان ابراهيمي
منجي در اديان ابراهيمي (2)



یکم. منجی در تورات

در سفر پیدایش و در نخستین سِفر از اسفار پنج‌گانه تورات آمده است:



1. خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت: به ذریت تو این زمین را می‌بخشم. تمام این زمین را که می‌بینی به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید.[33]


2. به سوی آسمان بنگر، ستارگان را بشمار، اگر خواهی توانست... ذریت تو نیز چنین خواهند بود... تو را از کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را به ارثیت تو بخشم.[34]


3. نام تو بعد از این «ابرام» خوانده نشود، بلکه نام تو «ابراهیم» خواهد بود؛ زیرا که تو را پدر امت‌های بسیار گردانیدم. تو را بسیار بارور گردانم و امت‌های بسیار از تو پدید آورم و پادشاهان از تو به وجود آیند و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد.[35]


4. اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی به وجود آورم.[36]


اهمیت برخی فرازها بسیار فراوان است. از جمله:


. آن‌چه در قرآن (سوره انبیاء، آیه105) و در تورات درباره به ارث بردن زمین توسط صالحان آمده است، در این‌جا به صراحت آمده است.


. در این‌جا تصریح می‌شود که منجی و موعود از نسل حضرت ابراهیم(عج) است؛
. به تعداد امامان از نسل حضرت ابراهیم، تصریح شده است؛
. به صراحت اعلام می‌شود که پیشوایان 12گانه از تبار اسماعیل هستند؛
. به فراوانی و پراکندگی نسل پیامبر ـ کوثر ـ که شاخصه‌ای از درخت تناور ابراهیم خلیل می‌باشند، تأکید شده است؛
. چنان‌که در قرآن (بقره: 124) از امامت «عهد خدا» تعبیر شده است، در این‌جا نیز دقیقاً همان تعبیر آمده است؛
. در قرآن می‌خوانیم حضرت ابراهیم برای فرزندانش منصب امامت از خدا طلب کرد. در این فرازها نیز به آن تصریح شده است؛
. در منطق وحی، حضرت ابراهیم اساس شریعت و پدر امت معرفی شده است (سوره حج، آیه78) در فرازهای یاد شده نیز به این نکته‌ها اشاره شده است.
. در این فرازها از عظمت، وسعت و توانمندی امت اسلامی سخن رفته است؛
. این فرازها از متن تورات، آن هم از سفر پیدایش، استوارترین بخش تورات نقل گردید
.[37]

دوم. منجی در کتاب اشعیاي نبی

5. نهالی از تبة «یسّی» (نام پدر داود) بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت.[38]


6. مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد. به جهت مظلومانِ زمین، به راستی حکم خواهد کرد.[39]


7. گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید ...در تمام کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهند کرد؛ زیرا که جهان از معرفت خدا پر خواهد شد.[40]


8. نسلی از یعقوب و وارثی برای کوه‌های خویش از یهود به ظهور خواهم رسانید. برگزیدگانم وارث آن و بندگانم ساکن آن خواهند شد.[41]


در نخستین فراز، منجی از نسل حضرت داود معرفی شده است. این عقیدة رایج یهود می‌باشد که او را «ماشیح بن دیوید» می‌نامند. از این رهگذر، کلیمیان منتظر رهایی‌بخشی از نسل حضرت داود هستند.


مسیحیان در تطبیق نویدهای تورات با حضرت مسیح می‌گویند: نسب حضرت عیسی از طرف مادر به حضرت داود می‌رسد.
جالب این‌که نسب حضرت مهدی(عج) نیز از طرف مادرش به حضرت داود(عج) می‌رسد؛ زیرا نرجس خاتون از تبار شمعون بن صفا است[42]



و او نیز پسر عمة حضرت مریم می‌باشد.[43]


بنابراین، «ماشیح» موعود کلیمیان، چه حضرت مهدی باشد، چه حضرت عیسی، هر دو از طرف مادر از تبار حضرت داود هستند.

سوم. منجی در کتاب دانیال نبی

9. در آن زمان میکائیل امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده است، خواهد برخاست.[44]


10. بسیاری از آنان‌که در خاک زمین آرمیده‌اند بیدار خواهند شد.[45]


11. آنان که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌کنند، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو ای دانیال، کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن. بسیاری به سرعت تردید خواهند کرد.[46]


12. خوشا به حال آنان که انتظار کشند.[47]


13. سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شده، تا جمیع قوم‌ها و امت‌ها و زبان‌ها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنت جاودانی و بی‌زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد.[48]


دقت شود که در این فرازها، از منجی به «ایستاده» تعبیر شده و در متن عربی عهدین، «القائم» آمده است.[49]





پي نوشت :



[33] . کتاب مقدس، عهد عتیق ـ تورات ـ سفر پیدایش، 12: 7.
[34] . همان، 13: 15 و 15: 5 ـ 8.
[35] . همان، 17: 5 ـ 8.
[36] . همان، 17: 20 و 18:18.
[37] . تورات شامل 5 سفر (= کتاب) به اسامی زیر است:
پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه.
[38] . کتاب مقدس، عهد قدیم، کتاب اشعیاء نبی، 11: 1ـ2.
[39] . همان، 11: 4.
[40] . همان، 11: 6ـ9.
[41] . همان، 65: 9.
[42] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص420؛ شیخ طوسی، الغیبة، ص210؛ طبری، دلائل الامامة، ص492؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج4، ص478.
[43] . علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج25، ص186.
[44] . کتاب مقدس، عهد قدیم، کتاب دانیال نبی، 12: 1.
[45] . همان، 12: 2.
[46] . همان، 12: 3ـ4.
[47] . همان، 12: 12.
[48] . همان، 7: 12ـ14.
[49] . الکتاب المقدس، العهد القدیم، دانیال، الاصحاح الثانی‌عشر، رقم1.

_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


سه شنبه 18 اسفند 1388, 9:17 am
مشخصات
کاربرانی که از قهرمان علقمه برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست Re: منجي در اديان ابراهيمي
چهارم. منجی در کتاب حبقّوق نبی

14. اگر چه تأخیر نماید برایش منتظر باش؛ زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد.[50]

نام شریف این پیامبر در کتاب مقدس «حَبَقّوق» و در روایات اسلامی «حَیَقوق» است. قبر شریفش در تویسرکان است و جسد شریفش پس از 2600 سال تازه مشاهده گردید.[51]


بشارت مربوط به بعثت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در کتاب او بدون تحریف باقی مانده است.[52]



حضرت رضا(عج) در ضمن احتجاجات خود با رأس الجالوت، به آن استناد نمود و ایشان اعتراف کرد.[53]


در این فراز، به انتظار فرج تأکید شده است و در روایات اسلامی، انتظار فرج برترین عمل امت شمرده شده است.[54]

پنجم. منجی در زبور داود

قرآن کریم در میان کتاب‌های پیامبران، به کتاب زبور داود عنایت خاصی کرده است. در جایی می‌فرماید:


)وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ(؛[55]


افزون بر تورات، در زبور نیز نوشتیم که به راستی بندگان شایسته‌ام زمین را به ارث خواهند برد.
براساس روایت‌های فراوان، این آیة شریفه درباره ظهور حضرت بقیةالله ارواحناه فدا می‌باشد. بسیار جالب است که قرآن این مطلب را از تورات و زبور نقل کرده است و این موضوع، عیناً در تورات و زبور فعلی موجود است.زبور حضرت داود در ضمن عهد قدیم به عنوان «مزامیر» در کتاب مقدس آمده است. در این‌جا نویدهای منجی در مزامیر را در سه بخش تقدیم می‌کنیم:

1. به ارث بردن زمین توسط صالحان

15. زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد.[56]


16. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد.[57]


17. و اما صالحان را خداوند تأیید می‌کند. خداوند روزی کاملان را می‌داند و میراث ایشان خواهد بود تا ابدالآباد.[58]


18. نسل شریر منقطع خواهد شد. صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن، تا به ابد سکونت خواهند نمود.[59]


19. جان او در نیکویی، شب را به سر خواهد برد و ذرّیت او وارث زمین خواهند شد.[60]

----------------------------------------------------------


پی نوشت ها



[50] . کتاب مقدس، عهد قدیم، کتاب حبقوق نبی، 2: 3.
[51] . ر.ک: نگارنده، اجساد جاویدان، ص26.
[52] . کتاب مقدس، عهد قدیم، کتاب حبقوق نبی، 3:3.
[53] . شیخ صدوق، عیون الأخبار، ج1، ص134؛ همو، التوحید، ص428؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص422.
[54] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص644.
[55] . سوره انبیاء، آیه105.
[56] . عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 37، فراز9.
[57] . همان، فراز11.
[58] . همان، فراز 17.
[59] . همان، فراز 29.
[60] . همان، مزمور 25، فراز 13.

_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


پنج شنبه 20 اسفند 1388, 8:53 pm
مشخصات
کاربرانی که از قهرمان علقمه برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست Re: منجي در اديان ابراهيمي
2. انتظار فرج

20. برای خداوند منتظر باش و قوی شو. او دلت را تقویت می‌کند. بلی منتظر خداوند باش.[61]

21. قوی باشید، او دل شما را تقویت خواهد کرد. ای همگانی که برای خداوند انتظار می‌کشید.[62]


22. منتظر خداوند باش و طریق او را نگهدار، تا تو را به وراثت زمین بر افرازد.[63]


23. انتظار بسیار برای خداوند کشیده‌ام.[64]


24. چشمانم از انتظار خداوند تار گردیده است.[65]


25. منتظر خداوند هستم. جان من منتظر است و به کلام او امیدوار.[66]


26. جان من منتظر خداوند است، زیاده از منتظران صبح؛ بلی زیاده از منتظران صبح.[67]


27. بلی هر که انتظار تو را می‌کشد، خجل نخواهد شد.[68]


28. زیرا تو خدای من هستی. تمامی روز منتظر تو بوده‌ام.[69]


29. زیرا که منتظر تو هستم.[70]

3. سیمای روز موعود

30. امت‌ها شادی و ترنم خواهند نمود؛ زیرا قوم‌ها را به انصاف حکم خواهد کرد.[71]


31. آن‌گاه زمین محصول خود را خواهد داد.[72]


32. اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند.[73]


33. او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را به انصاف.[74]


34. مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد.[75]


35. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود.[76]


36. او حکم‌رانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان.[77]





------------------------------------------



پی نوشت :


[60] . همان، مزمور 25، فراز 13.
[61] . همان، مزمور 27، فراز 14.
[62] . همان، مزمور 31، فراز24.
[63] . همان، مزمور 37، فراز 34.
[64] . همان، مزمور40، فراز1.
[65] . همان، مزمور 69، فراز3.
[66] . همان، مزمور 130، فراز5.
[67] . همان، فراز 6.
[68] . همان، مزمور 25، فراز2.
[69] . همان، فراز 2.
[70] . همان، فراز 22.
[71] . همان، مزمور67، فراز 4.
[72] . همان، فراز 6.
[73] . همان، مزمور68، فراز 3.
[74] . همان، مزمور 72، فراز 2.
[75] . همان، فراز4.
[76] . همان، فراز7.
[77] . همان، فراز8.

_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


يکشنبه 23 اسفند 1388, 1:04 pm
مشخصات
کاربرانی که از قهرمان علقمه برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست Re: منجي در اديان ابراهيمي
37. فراوانی غله در زمین بر قله‌ کوه‌ها خواهد بود.[78]

38. اهل شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد.[79]


39. جمیع امت‌های زمین او را خوشحال خواهند خواند.[80]


این‌ها نمونه‌های اندکی بود از نویدهای بسیار فراوانی که در زبور حضرت داود(عج) موجود است. کتاب زبور که به عنوان «مزامیر» در دسترس ما هست، شامل 150 مزمور است که در بیش از 55 مزمور آن، نویدهای منجی آمده است. از این‌رو، اگر زبور را سرود انتظار بخوانیم جای داد. در پایان، اشاره می‌کنیم که در زبور به جزئیات نیز اشاره شده است؛ مثلاً آمده است:


40. شمشیر دو دمه در دست ایشان، تا از امت‌ها انتقام بکشد.[81]


براساس روایت‌های فراوان، مواریث انبیاء و ودایع امامان در محضر آن حضرت می‌باشد؛ از جمله «ذوالفقار» حضرت علی(عج). تعبیر شمشیر دو دمه از ذوالفقار، در این مزمور بسیار لطیف است.


با نگاهی گذرا به نوید‌های تورات و پیوست‌های آن، به ویژه زبور حضرت داود وکتاب اشعیا نبی، هم‌سویی عجیبی در میان این نویدها و آموزه‌های والای اسلام در مورد منجی مشاهده می‌شود. در این فرازها که بخشی ارائه شد، از آرامش و آسایش همگانی، از فراگیر شدن عدالت، از شکوفایی دانش و تمدن، از فراوانی نعمت، از بهداشت جهانی، از ریشه‌کن شدن ستم و تبعیض.

نتيجه گيري

درخصوص منجي‌باوري اسرائيلي ‌ـ ‌يهودي به طور خلاصه بايد بگوييم: به جهت تاريخ طولاني و تنوع رهيافت‌ها، دست‌يابي به ويژگي‌هاي مشترک و فراگير، کاري بس مشکل و بلکه غير ممکن است. گرايش‌هاي مختلف ناظر به مسيحاباوري، از راست ‌کيش‌ترين تا غيرديني‌ترين شکل آن در تاريخ يهوديت رخ نموده و هر يک نيز از ديدگاه‌هاي خاص خود برخوردار بوده‌اند. در نظر برخي از عالمان يهودي، سده‌هاي مياني - همانند ابن‌ميمون - اعتقاد به ظهور مسيحا از اصول ايمان يهودي است؛ ليکن برخي دانشمندان يهودشناس معاصر، اين باور را پديد آمده از ناملايمات تاريخي و امري غير جوهري در سنت يهودي مي‌دانند. مطالعۀ انتقادي تاريخ و متون مقدس يهود، به‌طبع، تا حد زيادي مؤيد اين نظر دوم است. رويکرد تاريخي، اگرچه نمي‌تواند ادبيات و باورهاي مسيحاباورانه و نقش و تأثير آنها در موعودانديشيِ رسوخ‌يافته و گستردة يهودي را ناديده بگيرد؛ ليکن بر آن است که دين يهود بدون اين باور نيز، چيزي از جوهره‌اش را از دست نمي‌داد (گرچه فاقد موتور و محرّکي مي‌شد که ممکن بود منجر به نابودي‌اش ‌گردد).


به همين دليل است که با فروکش کردن دوران رنج و خطر، هيج آنهاي مسيحايي نيز، کم‌رنگ ‌گرديد. بنا به اين رويکرد، شايد وضعيت کنوني و امروزين يهود، يکي از دور آنهاي افول انديشه‌ها و گرايش‌هاي مسيحايي باشد؛ زيرا اکنون با برپايي حکومت اسرائيل، و در اختيار داشتن سرزمين مقدس، بسياري از يهوديان آرمان موعودي خويش را تحقق‌يافته مي‌انگارند. آنچه رويکرد تاريخي ـ انتقادي در نهايت مي‌تواند بگويد اين است که مسيحاباوري يهودي گرچه باوري بسيار اثرگذار در تاريخ و سنت قوم يهود بوده است؛ اما اين اعتقاد بر اثر علل و عوامل تاريخي ظهور، و بر همان اساس نيز افول كرده است. اما چه بسا اين رويکرد تاريخي ـ انتقادي، چه در کل و چه در اين موضوع، با انتقادهاي واردي روبه‌رو است. از طرفي، مي‌توان با رويکردهاي ديگر نتايج احياناً متفاوتي از اين تحقيقات تاريخي گرفت.


براي مثال، پديدارشناس دين، ممكن است با لحاظ همة تحقيقات تاريخي و متن‌شناختي، چنين نتيجه بگيرد که انديشة منجي موعود در يهوديت، مانند همتايان زرتشتي‌ و اسلامي‌‌اش، اگرچه جزء جوهرة دين محسوب نمي‌گردد؛ اما در اصالت آن نمي‌توان ترديد کرد؛ زيرا انديشة نجات و منجي موعود ريشه در اشاراتي دارد که در منابع اولية حجيت ديني آمده است. اگرچه براي محقق يهود‌ي‌شناسِ اين عصر، نه نجات و نه منجي مطرح در اشارات اوليه، هيچ يک مفهوم مسيحايي و فرجام‌شناختي ندارد، اما به هر روي، منابع حجيت ثانوي دين يهود، که بخشي از آن را نبوت‌ انبياي بني‌اسرائيل تشکيل مي‌دهد - مانند يوشع، داوران و به‌ويژه سموئيل -، ولو در شرايط فشار اجتماعي، آن اشارات را به وعدة نجات و منجي فرجام‌شناختي تفسير و فهم کرده‌ است. در کار فهم متون اديان نمي‌توان و نبايد به برداشت وارثان اوليه آنها بي‌توجه بود. از طرفي، ادامة سنت يهودي اين تفسير و فهم را حجّتي انکار ناپذير ديده است؛ هيچ‌يک از چهار جريان اصلي يهوديت که در دوره‌هاي متأخر يهود پديد آمدند - انقلابيون يا زيلوت‌ها، صدوقيان، اسنيان و فريسيان - با وجود گرايش‌هاي متفاوت و چه بسا متعارض با انديشة مسيحاي نجات‌بخش‌، در اصالت اين آموزه ترديد يا ايرادي روا نداشته‌اند؛ بلکه غالباً تا حدود زيادي موعودانديش بوده‌اند.


حتي اگر تأثير‌هاي دين ايراني را بر انديشة ديني يهود واقعيتي مسلّم بدانيم، با توجه به حقايق بالا، اين تأثير‌، بايستي نه در اصل انديشة مسيحاي نجات‌بخش‌، بلکه در ادبيات و نحوة تبيين اين انديشه و نهايتاً در شاخ و برگ دادن به آن بوده باشد. با وجود زمينة درون ـ ‌دينيِ کافي براي موعودباوري يهودي، و با در نظر گرفتن اين حقيقت که وام‌گيري کليِ باورهاي ديني - به‌ويژه در اديان نظام‌مند - آن هم بدون هيچ مقاومتي از سوي گرايش‌ها و جريان‌هاي مختلف، پديده‌اي بسيار ديرياب و بلکه نامحتمل است، به نظر، موجه نمي‌نمايد که انديشة منجي موعود يهودي را يک‌سره وارداتي، غير اصيل و محصول علل و عوامل تاريخي بدانيم.


باري، موعودباوري يهودي، از هرکجا پديد آمده باشد، در مجموع داراي ويژگي‌هاي زير است: موعود يهودي موعودي شخصي، اما نامتعين (نوعي) است. ماشيح اگرچه در آغاز عنواني عام و غير موعودي و غير فرجام‌شناختي بوده است؛ اما در سنت يهود به مثابۀ موعودي نجات‌بخش و مرتبط با فرجام عالم شناخته شده است. ماشيح يهودي اگرچه به‌‌سان مسيحاي عيسوي، پسر خدا و جنبه اي از او تلقي نمي‌شود؛ اما انساني کاملاً معمولي نيز نيست؛ او مسح شدۀ خداوند و داراي قدرت و موهبتي الهي است.


رسالت مسيحاي يهود رسالتي عمدتاً اجتماعي و قومي بوده است و اگر احياناً، سخني از برپايي پادشاهي يهوه و برقراري صلح و عدالت در زمين مي‌رود، آن را همه در ساية سروري قوم يهود مي‌خواهد. در عين حال، با در نظر گرفتن پيش‌گويي‌هايي که در سنت يهودي در بارة اوضاع پيش و پس از ظهور ماشيح وجود دارد، واقعة‌ نجات موعود صرفاً به جامعة بشري محدود نمي‌شود، بلکه در کلِّ کيهان، آثاري را به بار مي‌آورد. به اين ترتيب موعود يهودي را بايد در مجموع در زمرة موعودهاي داراي کارکرد کيهاني دانست.


موعودباوري يهودي به لحاظ خاستگاه از سنخ پيش‌گويي‌هاي پيامبرانه است؛ اما اين پيش‌گويي در‌بارة امري است که مي‌توان از آن به عنوان «تحقق وعدة الاهي» در زمين ياد کرد. همچنين‌، اين موعودباوري رو به گذشته دارد و در صدد احياي پادشاهي داوود و سليمان و سروري پيشين يهود است.



--------------------------------

پی نوشت :

[78] . عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 72، ، فراز16.
[79] . همان.
[80] . همان، فراز 17.
[81] . همان، مزمور 149، فراز 7.

_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


سه شنبه 25 اسفند 1388, 10:01 am
مشخصات
کاربرانی که از قهرمان علقمه برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست Re: منجي در اديان ابراهيمي
منجي در اديان ابراهيمي (3)





منجی باوري در مسیحیت


همه اقوام مسیحی، در باورداشت منجی متفق‌القول هستند. این نویدها در همة اناجیل و کتاب‌های پیوست بدان‌ها آمده است. پنج نمونه از

انجیل متی، دو نمونه از انجیل مرقس، شش نمونه از انجیل لوقا، دو نمونه از مکاشفه یوحنا، نقل شده است.

باور به منجی، در میان همة اقوام مسیحی مشترک است؛ هرچند در تصویر آن، اختلاف‌های فاحشی در میان آنها وجود دارد:

1. «شیگرها»، جمعیت متحد مؤمنان به رجعت مسیح که در نیمة دوم قرن هجدهم به وجود آمده است، در انتظار رجعت حضرت مسیح(عج) به عنوان منجی جهان به سر می‌برند.[82]

2. بنیادگران که بر مصونیت کتاب مقدس از هر گونه خطا معتقدند، باور به رجعت حضرت عیسی(عج) را در سرلوحة باورهای بنیادین خود جای داده‌اند.[83]

3. پنجاهه‌گراها که چارلز فوکس پارهام (1873 ـ 1937م) به وجود آورده است، به شدت به رجعت زود هنگام حضرت مسیح معتقدند.[84]

4. گروه‌های هزاره‌گرا که براساس اظهارات یوحنّا در انتظار تأسیس یک دورة هزار ساله ثانیه شماری می‌کنند.[85]

در قرن نوزدهم، سه گروه هزاره‌گرا ایجاد شدند که عبارت بودند از:

اول. ادونتیست‌ها، براساس پیش‌گویی ویلیام میلر؛ (1782 ـ 1849م)
دوم. شاهدان یهوه، براساس مطالعات چارلز راسل؛ (182 ـ 1916م)


سوم. دیسپین ساشنالیست‌ها، براساس تفسیر سایرس آی. اسکوفیلد. (1841 ـ 1923م)[86]

منجی در عهد جدید

جامع‌ترین، صحیح‌ترین و جالب‌ترین نویدهای منجی را باید در انجیل برنابا جست، ولی چون متولیان مسیحیت آن را به رسمیت نمی‌شناسند، ما نویدهای منجی را تنها از اناجیل مورد قبول کلیسا نقل می‌کنیم.[87]

-------------------------------------------------------------------



پي نوشت :

[82] . مری‌جو ویور، درآمدی به مسیحیت، ص271.
[83] . همو، ص287 ـ 302.
[84] . همان.
[85] . کتاب مقدس، عهد جدید، مکاشفه یوحنا، 20: 1 ـ 8.
[86] . مری‌جو ویور، همان، ص271 ـ 275.
[87] . کتاب مقدس، چاپ انجمن پخش کتب مقدسه، 1904م. لندن.



_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


چهارشنبه 26 اسفند 1388, 10:56 pm
مشخصات
کاربرانی که از قهرمان علقمه برای این پست مفید تشکر کرده اند:
HamidSHS
عضو افتخاري
عضو افتخاري
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 6 اسفند 1388, 9:28 pm
پست ها : 76
محل سکونت: آذربایجان
تشکر از دیگران: 30 مرتبه
تشکر شده: 66 مرتبه
پست Re: منجي در اديان ابراهيمي
یکم. انجیل متی

1. هم‌چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد.[88]

2. آن‌گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوائف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید.[89]


3. آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من زایل نخواهد شد. اما از آن روز و ساعت، هیچ‌ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکة آسمان، جز پدرِ من و بس.[90]


4. لهذا شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید.[91]


5. اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملایکه مقدس خود آید، بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امت‌ها در حضور او جمع شوند و آنها را از هم‌دیگر جدا می‌کند.[92]

دوم. انجیل مرقس

6. آن‌گاه پسر انسان را ببینند که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می‌آید.[93]


7. ولی از آن روز و ساعت، غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر باشید و بیدار شده، دعا کنید؛ زیرا نمی‌دانید که آن وقت کی می‌رسد.[94]

سوم. انجیل لوقا

8. کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید. شما همانند کسی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشد... تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او باز کند.[95]


9. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد.[96]


10. پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید.[97]


11. زلزله‌های عظیم در جای‌ها، قحطی‌ها و وباها پدید آید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد.[98]


12. در آفتاب و ماه و ستارگان، علامات خواهد بود.[99]


13. آن‌گاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوت و جلال و عظیم می‌آید.[100]

چهارم. مکاشفه یوحنا

14. شهر احتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنایی دهد؛ زیرا که جلال خدا آن را منور می‌سازد.[101]


15. دیگر شب نخواهد بود و احتیاج به چراغ و نور آفتاب ندارند؛ زیرا که خداوند[ی] خدا بر ایشان روشنایی می‌بخشد.[102]



----------------------------------------------

پی نوشت :



[88] . کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی، 24: 27.
[89] . همان، 24: 30.
[90] . همان، 24: 35ـ36.
[91] . همان، 24: 44.
[92] . همان، 25: 31 ـ 32.
[93] . عهد جدید، انجیل مرقس، 13: 26.
[94] . همان، 13: 32 ـ 33.
[95] . عهد جدید، انجیل لوقا، 12: 35 ـ 36.
[96] . همان، 12: 37.
[97] . همان، 12: 40.
[98] . همان، 21: 11.
[99] . همان، 21: 25.
[100] . همان، 21: 27.
[101] . عهد جدید، مکاشفه یوحنا، 21: 24.
[102] . همان، 23: 5.

_________________
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که سنی در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد


چهارشنبه 11 فروردین 1389, 12:01 pm
مشخصات
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد


جستجو براي:
انتقال به:  

Powered by phpBB © phpBB Group.
Designed by Vjacheslav Trushkin / Style Persian edited by : phpBBIran.com.
Persian Translation By : www.Maghsad.com